تنها....
-
تاریخ: 1391/9/26 ساعت: 1:40
باسلام به همه دوستانی که به وبلاگ من امدید..امیدوارم ساعات خوشی رادراین وبلاگ داشته باشید..لطف کنیدپس ازبازدیدوبلاگ نظرات خودرااعلام کنید... باتشکر:خاطره بکایی
هست...
-
تاریخ: 1391/9/26 ساعت: 2:55
هست رااگرقدرندانی... بودمیشود... چه سخت است.هست کسی بودشود..
تلخ...
-
تاریخ: 1391/9/26 ساعت: 2:11
چایی ات راتلخ نخور... یکبارنگاهم کن... تمام قندهای دلم رابرایت اب میکنم..
سهراب..
-
تاریخ: 1391/9/26 ساعت: 2:09
یادم باشدبه سهراب بگوییم: عشق این روزهاصدای فنرتخت هاست نه صدای تپش قلب ها...
دختر...
-
تاریخ: 1391/9/26 ساعت: 2:06
شیطان نیستم.. فرشته نیستم... خداهم نیستم... فقط یک دخترم..ازنوع ساده اش...حواگونه فکرمیکنم...فقط بخاطریک سیب..تاکجابایدتاوان داد..؟
تشنه..
-
تاریخ: 1391/9/26 ساعت: 2:03
تشنگی بهانه بود...... اب رابالیوان تومیخواستم...
بی جواب..
-
تاریخ: 1391/9/26 ساعت: 2:02
یه روزازم پرسید:بخاطرچی زنده ایی؟گفتم:هیچ چیز.. گفت:بخاطرکی زنده ایی؟بااینکه دلم میخواست دادبزنم بگم توگفتم:هیچ کس.. گفتم توبخاطرکی وچی زنده ایی؟؟؟؟ گفت:بخاطرکسی که بخاطرهیچ کس وهیچ چیززنده نیست..
خدایا..
-
تاریخ: 1391/9/26 ساعت: 1:59
خدایایادت هست؟ یادت هست دستش روگرفتم واوردمش پیشت؟ گفتم:من اینومیخوام؟ گفتی اینکه کمه بهترازاینوبرات کنارگذاشتم؟ پاکوبیدم زمین وگفتم:فقط اینومیخوام.. گفتی:اخه قول اینوبه یکی دیگه دادم...
کاش دوستم داشتی....
-
تاریخ: 1391/9/26 ساعت: 1:48
این بارتوبگودوستت دارم... نترس اسمان راگرفته ام که به زمین نیاید..
تو..
-
تاریخ: 1391/9/26 ساعت: 1:46
چه ساده بودم... گمان میکردم..دورم میگردندکسانی که دورم میزدند..
کاش بودی...
-
تاریخ: 1391/9/26 ساعت: 1:44
وقتی مراشماخطاب میکند...منی که تادیروزعزیزدلش بودم..درددارد..درد.. همین...